قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4682

تاريخ الفي ( فارسى )

صاحب خود رود . شاه محمود قبول نمود كه از صلاح او بيرون نرود . آن وزير با تدبير كتابتى از زبان شاه محمود به سلطان نوشت كه [ شعر : ] « العبد و ما فى يده كان لمولاه « 1 » * مازان توييم و هرچه داريم بنده محمود مدت‌هاست تا به خدمتكارى آن درگاه منسوب گشته و طوق محبّت و ولا و حلقهء عبوديت و چاكرى زيب و زيور گوش و گردن خود ساخته و به شكر الطاف [ و اعطاف كه متّصل از ] آن حضرت [ مشاهده كرده ] رطب اللسان و عذب البيان است عرصهء عراق را آنچه در تصرف است تمليك حضرت كرده تمليك نامهء مشروع محكوم مسجّل به سجل حاكم امور شرعى و به اسم حضرت سراپردهء عصمت ، مهد اعلى به عرض خدّام و وزراى كامگار فرستاد و اميدوار كه شاكر نعمت به حكم لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ « 2 » به خلعت مزيد شرف اختصاص يابد بعد اليوم مدى عمره و جرى دهره به اقامت لوازم نيكو بندگى قيام نمايد و منتهى همّت و نهت آنكه اگر از عمر امان يابد عرصهء آفاق را به دولت آن حضرت مسخّر گرداند . » و خواجه تاج الدين رخصت يافت كه هرچه خواهد به هركس كه صلاح داند به ارمغانى دهد و هرچه از زبان شاه محمود به امراى سلطان خواهد نويسد و با اسباب و تجمل [ ات ] فراوان او نيز به درگاه سلطان اويس آمد . سلطان اويس در اين باب با اركان دولت خود مشورت كرد . چون مجموع امرا از خواجه تاج الدين راضى و شاكر بودند و مبلغ‌هاى كلى به رشوت گرفته بودند ، جانب شاه محمود گرفتند . امير اختيار الدين از غايت علوّ همت و نگاهداشت حرمت ولىنعمت خود ، هرگز به خانهء هيچ‌يك از امراى سلطان نرفته بود و خواجه تاج الدين شب و روز در كوچه‌ها تردّد مىكرده و خاطرنشان سلطان به وقت فرصت نمود كه « شاه شجاع اراده دارد كه به اين بهانه به نواحى سلطانيه آمده پنجاه هزار سوار همراه بياورد و پنجاه هزار ديگر از مردم آذربايجان جمع آورده به وقت فرصت قصد مملكت سلطان نمايد و از غايت تكبر در اول مرتبه طمع در مملكت و دختر نموده ، و شاه محمود در مقام نيكوبندگى ثابت قدم است و ولايت [ 463 الف ] قديم خود را نيز تمليك سلطان مىنمايد [ مصرع : ] « ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا » و اين سخنان مؤثر افتاد . امير اختيار الدين حسن را سلطان به مجلس طلب نمود و پرسيد كه

--> ( 1 ) . اصل عربى اين عبارت كه حديثى است كه از امثال سائره شده اين است : « العبد و ما فى يده لمولاه » . ( 2 ) . قرآن ، ابراهيم : 7